رنگزاهای نیل پرطاووسی و قرمزدانه

در این مورد در کتاب «قالی ایران» و به نقل مستقیم آمده است:

(صفحه 40)
نیل پرطاووسی و قرمزدانه

نیل پرطاووسی و قرمزدانه، هیچ یک از فرآورده های کاملا ایرانی محسوب نمی شوند. ولی هر دو این مواد مدت چندین قرن با صنعت قالیبافی ایران پیوند و ارتباط داشته اند و هنوز هم از وسایل مهم کار رنگرز ایرانی به شمار می روند. بنابراین بجا است که در این جا مورد توجه قرار گیرند.
زمانی نیل پرطاووسی در ایالت کرمان کشت می شد و هنوز تا اندازه ای در خوزستان تهیه میشود. ولی فرآورده ای که مورد استفاده رنگرزان قالی در ایران است از خارج وارد کشور می شود. تا ۳۰ سال قبل نیل پر طاووسی طبیعی هندوستان مصرف می شد، ولی اکنون فراورده های مصنوعی جایگزین آن شده است. ابتدا این مواد فقط از آلمان وارد می شد ولی اکنون از سویس و ایالات متحد امریکا نیز وارد می شود.
روش قدیمی رنگرزی به وسیله نیل پر طاووسی در ایران تا ۳۰ سال قبل این بود که در خمره تخمیر کننده این کار را انجام میدادند. ولی ورود فرآورده های مصنوعی موجب شد که رنگرزان روش ساده تر و سریعتر یعنی رنگرزی به وسیله سولفیت دو سود را به کار بندند. نظر به این که روش اخیر را در هر یک از کتاب های مربوط به رنگرزی می توان یافت، شرح آن در این جا بی مورد است، ولی روش قدیمی که هنوز مورد استفاده اغلب کارگاه های کشور است شایستگی توصیف را دارد.
روشهای متداول در نواحی مختلف یکسان نیست، چون فرآورده های محلی که معمولا برای ایجاد تخمیر به کار می رود در نواحی مختلف فرق می کند. ولی اساس کار یکی است. در این جا روشی را که در اغلب نواحی ایران متداول است شرح می دهم.
خمره هایی که برای این کار مورد استفاده قرار می گیرد خمره هایی جادار و سفالی است که دهانه آنها گشادتر از کف آنها است و در حدود پنج پا ارتفاع دارد. محلول رنگی را به این طریق آماده می کنند: ۱۳ پاوند گل کوزه گری (خاک رس) معمولی را با آب در یک ظرف مسین مخلوط می کنند تا هنگامی که به غلظت شربت شود. سپس نصف آن را در خمره می ریزند و به نصف باقیمانده نیم پاوند نیل بنگال و یک پاوندو نیم کربنات دو پوتاس بسیار نرم (که از سوزاندن گیاهان به دست می آید) و دو پاوندونیم گلوگز و سه چهارم پاوند آهک آب دیده اضافه می کنند. این مخلوط را آن قدر می جوشانند تا به سه چهارم حجم خود تقلیل یابد. سپس آن را در خمره محتوى بقیه مخلوط آب و گل کوزه گری می ریزند و خوب به هم می زنند. یک در چوبی روی خمره می گذارند و با مقداری پارچه ضخیم روی آن را خوب می پوشانند و مدت سه روز به همین طرز آن را نگاه می دارند. در ضمن باید مراقب باشند که درجه حرارت را در حدود ۱۵ سانتی گراد نگه دارند. پس از سه روز هر روز مقدار یک چهارم پاوند نیل سائیده به آن اضافه می کنند و تا دوازده روز این کار را ادامه می دهند و هر بار محلول را مدت چند دقیقه خوب هم می زنند. سرانجام سه چهارم

(صفحه 41)
پاوند دیگر آهک به آن اضافه می کنند و مدت پنج دقیقه آن را هم می زنند.
هنگامی که مراحل کار کاملا انجام گرفت باید محلول را به وسیله یک تکه نخ سفید آزمایش کرد. اگر محلول آماده باشد نخ هنگام بیرون آمدن از خمره، رنگی بین زرد و سبز دارد و وقتی در معرض هوا قرار گیرد به تدریج به آبی مبدل می شود. هنگام استفاده از رنگ خمره، می توان آن را با افزودن نیل بیشتری تقویت کرد. از محلول داخل خمره می توان برای تخمیر سایر خمره های نیل استفاده کرد.
در مورد این که آیا نیل شیمیایی همان مایه های زیبای آبی را که نیل طبیعی ایجاد می کند فراهم می سازد اختلاف نظرهای زیادی موجود است. حمایت کنندگان از نیل طبیعی ضمن اشاره به رنگ آبی سیر و درخشان قالی های ایران با صراحت تمام اظهار می دارند که فرآورده های شیمیایی هرگز قادر به ایجاد چنین رنگی نیست. لکن (همانطور که در مورد روناس شیمیایی اظهار نظر کرده ام) اختلاف اساسی در ماده رنگی نیست، بلکه در روش به کار بردن آن است، چه روناس طبیعی و مصنوعی از لحاظ شیمیائی یکی است. بنابراین، اگر نیل شیمیائی بجای اینکه با هیدروسولفیت دوسود بکار رود طبق روش سنتی در خمره تخمیر بعمل آید نتیجه کار با نیل طبیعی یکسان خواهد بود. متاسفانه روش هیدروسولفیت دو سود به قدری ساده تر و سریعتر از روش قدیمی یعنی تهیه رنگ در خمره است که امکان ندارد رنگرزان ایرانی که یک بار با این ماده کار کرده اند از مصرف آن خودداری نمایند.
قرمزدانه مثل نیل پرطاووسی یک ماده رنگی وارداتی است که مدت چندین قرن است در ایران مخصوصا در ایالات شرقی مورد استفاده قرار می گیرد. علت این که این ماده رنگی که مدت طولانی در خراسان و کرمان مورد استفاده بوده به شهرهای غربی این کشور راه نیافته چه بوده است؟ توضیح زیر لااقل با حقایق تطبیق می نماید.
دکتر مالكوم بور در کتاب جالب توجه خود به نام «سپاه حشرات» ماده ای رنگی را توصیف می کند که در هندوستان یافت می شود و با قرمزدانه مکزیک و جزیره قناری شباهت بسیار دارد. وی این طور می نویسد که کرم «تاچارديالاکا»، نوعی از حشره، پوست بعضی از درخت ها مخصوصا انجیر هندی را سوراخ می کند و شیره آن را می مکد و نوعی صمغ ترشح می کند که یک پوشش صمغی سخت تشکیل می دهد و تمام یک شاخه را می پوشاند. در داخل این پوشش ماده های این حشرات که تعداد آنها از نرها زیادتر است برای تمام عمر زندانی می شوند. شاخه هایی که حشرات سفت و سخت بسان قشری روی آنها را پوشانیده اند تحت فشار قرار می گیرند و نرم می شوند و نتیجه این عمل، فرآورده ای است که در هندوستان «لاک» نامیده می شود (یعنی صدها هزار). این نام اشاره ای است به تعداد موجودات کوچکی که آن را به وجود آورده اند. لاک از ۷۰ تا ۹۰ درصد صمغ (لاک شیشه ای) و ۲ تا ۱۰ درصد رنگ قرمز تشکیل شده است. ماده رنگی را جدا می کنند و به صورت قالبهای کوچک به فروش می رسانند.
این ماده رنگی، ابتدا از راه زمینی از هندوستان وارد خراسان و کرمان می شد. قرمزدانه پررنگ را تا به امروز در مشرق ایران «لاک» می نامند. به این ترتیب استفاده از این ماده رنگی متداول شد به طوری که چون ماده شبیه به آن ولی بسیار مرغوب تر یعنی قرمزدانه مکزیک و جزیره قناری وارد ایران

(صفحه 42)
شد، ایالات مشرق ایران آن را پذیرفتند. در حالی که لاک هندوستان و قرمزدانه، هیح یک در شهرهای مغرب و شمال غربی این کشور مورد استفاده قرار نگرفت، چه در این نواحی روناس به طور دیمی می روید و اهالی از دیرباز با خواص آن آشنایی داشته اند.
رنگ قرمزدانه به طریق ذیل در مشهد مورد استفاده قرار می گیرد. قبل از آغاز رنگ زدن ابتدا نخ را مدت ۲۴ ساعت در آب آهک خیس می کنند. این کار زیان آور است و تا اندازه ای علت بی دوامی قالیهای مشهد است. به صفحه ۱۹۰ مراجعه شود. رنگرزان اظهار می دارند که این کار موجب می گردد که مایه قرمز درخشانتری به دست آید. ولی من نتوانستم فرآورده های یکی از کارگاههای مشهد، که از این روش پیروی می کند، با محصولات کار گاهی که آن را به کار نمی بندد هیچ گونه اختلافی پیدا کنم. پس از خیس کردن در آب آهک کلاف را می شویند و سپس در مخلوطی از آب و زاج سفید که قدری روناس به آن اضافه کرده اند می جوشانند. در نتیجه مایه قرمز روشنی به دست می آید. سپس کلاف را بار دیگر شست می دهند و خشک می کنند و برای بار دوم در محلول قرمزدانه و جوهر لیمو و یا زرشک، که در بیرجند به عمل می آید می جوشانند و سرانجام می شویند و خشک می کنند.


اطلاعات منبع:
کتاب قالی ایران
مولف: سسیل ادواردز
مترجم: مهین دخت صبا
ناشر: فرهنگسرا
چاپ دوم: 1370
صفحات نقل شده: 40 تا 42

ادامه مطلب

مواد رنگی طبیعی ایران

در این مورد در کتاب «قالی ایران» و به نقل مستقیم آمده است:

(صفحه 38)
مواد رنگی طبیعی ایران

مهمترین این مواد رنگی روناس است، چه تا چند سال اخیر تقریبا تنها ماده رنگی بود که در شمال غربی ایران برای به دست آوردن انواع مختلف مایه های قرمز و سرخ مورد استفاده قرار می گرفت.
آغاز استفاده از روناس به عنوان یک ماده رنگی در کشورهای خاور نزدیک به قدیمترین ادوار تاریخ می رسد. این گیاه به طور وحشی در اغلب نقاط ایران مخصوصا یزد و کرمان به عمل می آید و در مازندران کشت می شود. ولی بازار اصلی و عمده آن یزد است.
بوته روناس (Rubia tinctorium) نوعی گیاه با دوام است که به طول چند پا می روید. گل آن زرد مایل به سبز است و ریشه ضخیم و نرم و گوشتی دارد که بعضی اوقات به عمق شش پا میرسد. ریشه آن از مایعی اشباع شده که دارای خاصیت جذب اکسیژن و تبدیل آن به یک ماده قرمز رنگ است. رنگ فقط در ریشه این گیاه یافت می شود.
ارزش این گیاه از لحاظ استفاده از آن برای رنگ، قبل از سه سال ناچیز است. از سال سوم تا سال هفتم، قدرت آن افزایش می یابد. پس از سال نهم نیز ارزش تجاری آن به کلی از بین می رود. ریشه این گیاه را در ماه اکتبر یا نوامبر از زمین بیرون می کشند، خشک می کنند، به وسیله خرمن کوب آن را میکوبند و آسیا می کنند و به صورت گرد زبری در میاورد استفاده کنندگان ترجیح می دهند که ریشه ها را خودشان خرد نرم کنند، چه در گرد روناس به آسانی می شود تقلب کرد و ساقه دیگری داخل آن نمود.
روش رنگرزی متداول در ایران معمولا طریق ذیل

(صفحه 39)
صورت می گیرد.
ابتدا نخ را مدت نیم ساعت در آب داغ می شویند و اگر چرب باشد مقدار ۳ درصد جوهر قلیا با مقدار کمی صابون به آن اضافه می کنند.
سپس مدت ۱۲ ساعت آن را در آب سردی که مقداری زاج سفید به آن افزوده اند خیس می کنند (برای یک پاوند نخ 1/0 پاوند زاج سفید). بعد برای بار دوم محلول آب و زاج سفید تهیه می کنند و مثل بار اول یعنی مدت ۱۲ ساعت دیگر نخها را از آن می خیسانند. به جای خیساندن دوباره برای مدت ۱۲ ساعت، می توان آن را مدت یک ساعت در محلول آب و زاج سفید جوشاند.
محلول روناس را به این طریق عمل می آورند که ابتدا روناس نرم و الک شده را، بر حسب وزن نخی که باید رنگ شود، در مقدار کمی آب می جوشانند تا ماده رنگی از ریشه جدا شود و خوب حل شود. سپس تفاله ها را از محلول جدا می کنند، و به نسبت سیری با روشنی رنگ دلخواه، آب به آن می افزایند. در این هنگام نخی را که خاصیت رنگ پذیری به آن داده اند در خمره می اندازند و خمره را دوباره به جوش می آورند. پس از نیم ساعت جوشانیدن، مقدار کمی آب غوره به آن اضافه می کنند و باز یک ساعت دیگر آن را می جوشانند ( به طوری که رویهم رفته یک ساعت و نیم بجوشد). سپس نخ را مدت ۱۲ ساعت در محلول که در حال سردشدن است می خیسانند. سرانجام آن را در جوی روان خوب آبکش می کنند.
روستاییان دهکده مهربان واقع در همدان روش عجیبی برای رنگ کردن با روناس دارند. مردم بیجار که همسایه آنها محسوب می شوند نیز به همین نحو عمل می کنند. ابتدا نخ را مدت سه روز در مخلوط دوغ و زاج سفید خیس می کنند (این کار باید در آفتاب صورت گیرد). سپس آن را خوب شستشو میدهند و در یک دیگ روناس می جوشانند. هنگامی که ماده رنگی خوب جذب شد دیگ را از روی آتش بر میدارند. مقداری پیشاب گاو را به محلول اضافه می کنند و نخ را مدت ۱۵ دقیقه در آن باقی می گذارند. بعد آن را خوب می شویند و در آفتاب می آویزند تا خشک شود.
رنگ قرمز مشهور اراک (سلطان آباد) که به قرمز دوغی شهرت دارد به همین طرز به دست می آید. پس از ثبت کردن رنگ به وسیله زاج سفید نخ را مدت دو روز در محلول آب و روناسی که خیلی خوب آسیا شده باشد و دوغ خیس می کنند هنگامی که آن را از این آب خارج می کنند نخ رنگ نارنجی به خود می گیرد. سپس مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت آن را در آب روان قرار می دهد. این عمل به نخ نوعی مایه آبی می دهد که ممکن است علت آن جدا شدن نمک کلسیم موجود در روناس از نخ پشم باشد.
روش دیگری که در اراک متداول است این است که بعد از این که به وسیله زاج سفید به نخ خاصیت رنگ پذیری دادند آن را مدت ۵ روز در محلول روناس و دوغ خیس می کنند و بعد چند ساعت آن را در آفتاب می گذارند. این کار موجب یک نوع تخمیر می شود که ماده رنگی را ثابت می کند. جنبه زیبایی هر دو این روش ها بیش از اثر آنها است، چه رنگ قرمزی که به وجود می آید در مقابل قلياها فرار و گریز نده است.
اسپرک گیاه ظریفی است که در اغلب نقاط ایران به طور وحشی می روید و در خراسان آن را کشت می کند. ساقه و برگ و گل این گیاه نوعی رنگ زرد بیرون می دهد که به تنهائی، یا با سایر مواد رنگی برای رنگ کردن نخ و پشم قالی به کار می رود. چنانچه نخ را ابتدا با اسپرک و بعد با نیل پرطاووسی رنگ کنند انواع زیبای رنگ سبز از آن به دست می آید.
روش رنگرزی به طریق ذیل انجام می گیرد. ابتدا با جوشانیدن نخ در محلول آب و زاج سفید به آن خاصیت رنگ پذیری می دهند (یک پاوند نخ 0/1 زاج سفید). اسپرک را (که به قطعات ریز خرد کرده اند) مدت یک ساعت می جوشانند و سپس محلول را به آهستگی در خمره ای که حاوی نخ است می ریزند و می گذارند تقریبا جوش بیاید. خمره را با همین حرارت یک ساعت نگه می دارند. و نخ را ۱۲ ساعت در این محلول که تدریجا سرد می شود باقی می گذارند، میرزان اسیرک که به مصرف میرسد از ۵ تا ۴۰ درصد وزن نح، به نسبت سیری

(صفحه 40)
و یا روشنی رنگ دلخواه، تفاوت می کند.
برگ مو نیز برای رنگ زرد در ایران زیاد مورد استفاده واقع می شود، رنگ برگ مو از رنگ اسپرک روشن تر و لطافت آن کمتر است، ولی روش رنگ کردن یکی است.
پوست انار یکی دیگر از مواد رنگی است که برای رنگ زرد مورد استفاده زیاد دارد، چه به وفور یافت می شود و بهای آن ارزان است. رنگ پوست انار ثابت، ولی زرد تیره است و مثل رنگ اسپرک یا برگ مو جالب توجه نیست. روش رنگرزی با آن مثل دو ماده دیگر است.
پوست گردو برای به دست آوردن مایه های زیبایی از رنگهای شتری و قهوه ای بی نظیر است. متاسفانه رنگرزان عادت دارند قبل از این که به نخ خاصیت رنگ پذیری بدهند آن را مدت دو یا سه روز در آب آهک خیس کنند. اگر نخ خوب شسته شده باشد این کار به هیچ وجه لازم نیست. سپس آن را در آب روان می شوند، و بعد به وسیله زاج سفید، همان طور که در مورد اسپرک و برگ مو گفته شد، رنگ را ثابت می کنند و مدت یک ساعت و نیم در خمره ای که یک چهارم تا یک سوم وزن نخ پوست گردو در آن ریخته اند می جوشانند.
از ترکیب پوست گردو و روناس و اسپرک و سایر مواد رنگی انواع زیبایی از رنگ به وجود می آید.
پوست بلوط (جفت) در لرستان به دست می آید و در نواحی همدان و کردستان برای تهیه رنگ قهوه ای مصرف می شود. مورد استفاده آن به اندازه پوست گردو نیست. به وسیله زاج سفید و با همان روش هایی که برای سایر مواد رنگی شرح داده شد رنگ آن را ثابت می کنند.


اطلاعات منبع:
کتاب قالی ایران
مولف: سسیل ادواردز
مترجم: مهین دخت صبا
ناشر: فرهنگسرا
چاپ دوم: 1370
صفحات نقل شده: 38 تا 40

ادامه مطلب

رنگ های کرمی ترکیبی

در این مورد در کتاب «قالی ایران» و به نقل مستقیم آمده است:

(صفحه 37)
رنگهای کرمی ترکیبی

دومین گروه از دو گروه اصلی رنگهای وارداتی، رنگهای ترکیبی است که معمولا برای ثابت کردن آنها از بیکرومات پتاسیم استفاده می شود و به این دلیل معمولا آنها را «رنگهای کرمی» می نامند. به طور کلی این رنگها در مقابل نور خورشید و هنگام شسته شدن با مواد قلیایی ثابت می مانند و رنگ نمی بازند. کارخانه های مهم تهیه کننده رنگ، نمونه هایی از فرآورده های خود را در اختیار دولت ایران گذاشتند تا مورد آزمایش قرار گیرد. پس از این آزمایشها مقدار زیادی از این مواد وارد کشور گردید.
اگر ثابت ماندن رنگها تنها معیار سنجش خوبی و مرغوبیت آنها بود ممکن بود برای استفاده از رنگهای کرمی، وارداتی، در قالی ایران، دفاعیه ای تنظیم کرد. ولی نکته اینجا است که بعضی از رنگها زیادتر از حد لازم ثابت می مانند. امتیاز رنگهای بومی ایران و شیوه رنگرزان ایرانی در به کار بردن آنها این است که این دو دست به دست هم داده مایه های ایجاد می کنند که در مقابل نور و با هنگام ترکیب با اکسیژن (اکسیداسیون) مقداری از قوت خود را از دست می دهند. به این ترتیب یا بر اثر مرور تدریجی زمان و یا به وسیله یک عامل سریعتر یعنی مواد قلیایی، رنگها ملایم تر می شوند و در هم می آمیزند. همین فرار بودن جزیی است که موجب پدید آمدن مایه هایی چنین پخته و مطبوع و جا افتاده در قالی های ایرانی می شود. در واقع حسن شیوه رنگرزی متداول در ایران همان ناقص بودن آن است.
در سال ۱۹۴۷ نمایشگاهی از قالی های دیوار کوب فرانسه در شهر لندن برپا شد که اشخاصی که از آن بازدید کردند به آسانی نمی توانند آن را فراموش کنند. رنگهای قرمز و آبی و نخودی و طلایی که در قالیهای قدیمیتر به کار رفته بود واقعا دلربا و مسحور کننده بود. دولت فرانسه همراه با این قالیها چند کارگاه و تعدادی کارگر بافنده به لندن گسیل داشت تا به مردم نشان دهد که این حرفه قدیمی هنوز در این کشور دنبال می شود. رنگهایی که به کار برده می شد کاملا خام بود. با این همه به من اطمینان دادند که مواد رنگی و روش رنگ کردن نخ ها همان بود که در زمان قدیم به کار می رفت و حاصل آن رنگ های مسحور کننده قالی «لیدی اند بونی کورن» بوده است. آنها اظهار می داشتند که ما نه برای نسل حاضر بلکه برای نسل آینده این کار را انجام می دهیم.
پیشنهاد من این نیست که برای بهره وری از کوشش های خود پانصد سال به عقب برگردیم، ولی قصد دارم این نکته را متذکر شوم که ما در جستجوی روشی نیستیم که حاصل آن رنگهای ثابت و دائمی باشد، بلکه رنگهای مورد نظر، آن مواد رنگی است که ممکن است به مرور زمان رنگ ببازد و در عمق قالی آن هماهنگی و فروغ و درخشندگی و تلالو طبیعی را ایجاد



(صفحه 38)
کند. ایرانیها چنین روشی را اتخاذ کرده اند و مدت چندین قرن است آن را به کار می برند و نتیجه آن به قدری واضح است که هر کسی می تواند آن را آشکارا مشاهده کند. عوض کردن این روش با روش دیگر، تنها به سبب ارزانی و یا سهولت کار، دال بر کوته نظری، تفکر غیر منطقی و کندذهنی است.
نتایج حاصل از به کار بردن رنگهای کرمی در قالی ایران رضایت بخش نیست. این رنگها به قالی نو یک نوع سختی فلز گونه میدهد و در قالی کهنه رنگها کدر و مرده به نظر می آید. زمانی که به رنگهای ساده ایرانی نوعی درخشش و جلا وعمق و غنا می دهد، فرآورده های شیمیدانان مغرب زمین را تحقیر می کند.
از خود پرسیدم که چرا روناس مصنوعی مغرب زمین، که به هیچ وجه نمی توان آن را تقلید پست و ضعیفی از فرآورده طبیعی دانست بلکه از لحاظ شیمیایی کاملا شبیه مواد رنگی طبیعی است، نتیجه اش تا این حد با فرآورده رنگرزان ایرانی که از روناس طبیعی به دست می آید متفاوت است. با در نظر گرفتن این نکته که هر دو رنگ از لحاظ شیمیایی یکسان هستند روناس طبیعی متضمن مقدار جزئی از سایر مواد رنگی است که در فرآورده مصنوعی یافت نمی شود، به این نتیجه رسیدم که دلیل اختلاف آنان را باید در طرز به کار بردن آنها جستجو کرد. چه در این مرحله اختلافات زیادی موجود است. ایرانیها برای ثابت نگاهداشتن رنگهای خود از زاج سفید استفاده می کنند، در حالیکه رنگرزان مغرب زمین برای این منظور بیکرومات به کار می برند. بنابراین یک سلسله آزمایش انجام گرفت که طی آن روناس مصنوعی مغرب زمین (رنگ روناس) به وسیله زاج سفید تثبیت شد، یعنی همان ماده ای که در مشرق زمین برای تثبیت رنگ به کار می رود. نتیجه این آزمایشها میدان جدید و جالب توجهی برای پژوهش ایجاد کرد، چه معلوم گردید که روش کار ایرانیان را که از دیر باز مورد احترام است می توان در مورد تعدادی رنگهای مصنوعی مغرب زمین مورد استفاده قرار داد و در نتیجه مایه هایی به وجود می آید که با مایه هایی که با رنگهای طبیعی ایران حاصل می شود قابل مقایسه خواهد بود. به این جهت (آن طور که عده ای معتقدند) اگر بنا باشد رنگهای مصنوعی جایگزین رنگهای طبیعی ایران شود شاید بتوان نوعی پیوند شایسته بین این دو ترتیب داد. یعنی دوام و سهولت مصرف رنگهای مغرب زمین را با شیوه قدیمی رنگرزان مش زمین در هم آمیخت. در این جا روشی که می توان در مورد رنگهای مصنوعی به کار برد مورد نظر نیست، بلکه نکته مورد توجه، روش کا رنگرز ایرانی است که هنوز آن را در کارگاه رنگرزی نیمه روشن گنبددار و بخار آلود خود به کار می بندد. بنابراین بجا است که بعضی از مواد رنگی متداول در ایران و روش استفاده از آنها به طور اجمال معين و معلوم شود.




اطلاعات منبع:
کتاب قالی ایران
مولف: سسیل ادواردز
مترجم: مهین دخت صبا
ناشر: فرهنگسرا
چاپ دوم: 1370
صفحات نقل شده: 37 تا 38

ادامه مطلب

استفاده از رنگ های آنیلینی در فرش

در این مورد در کتاب «قالی ایران» و به نقل مستقیم آمده است:

(صفحه 36)
رنگهای آنیلینی

سالهاست که تاثیر اسفناک استفاده از رنگهای ارزان قیمت خارجی در صنعت قالیبافی ایران فکر مقامات ایرانی را به خود مشغول داشته است. در حدود نودمین سال قرن اخیر ناصر الدین شاه، که به شیوه خود حامی و پشتیبان هنر بود، برای جلوگیری از این امر اقداماتی مبذول داشت. در سال ۱۹۰۰ فرمان وی توسط جانشین او مظفر الدین شاه با کوشش های زیادتری تکرار گردید. این فرامین و احکام به طور جدی به موقع اجرا گذاشته شد، تا آنجا که دستور داده شد که کلیه رنگهای آنیلینی را از بین ببرند و قالیهایی را که نخ آنها با این رنگها رنگ آمیزی شده است ضبط و توقیف کنند. قسمت اول این جریمه برای مدتی به موقع اجرا گذاشته شد و هنوز نیز اجرای آن لااقل اسم ادامه دارد. ولی قسمت دوم آن منسوخ شد. در حدود بیست و پنج سال قبل، در این قانون اصلاحاتی به عمل آمد و به جای ضبط و توقیف کلیه قالی هایی که در رنگ کردن آنها آنیلین به کار رفته بود. قرار بر این شد که به آنها سه درصد مالیات صادراتی تعلق گیرد، و در آمدی که از این راه به دست خواهد آمد به مصرف پژوهش در کار رنگرزی برسد. متأسفانه وزارت دارایی در این قانون منبع جدید و آسان و پرسودی از در آمد را کشف کرد. میزان مالیات صادراتی از ۳ به ۹ درصد و بعدها به ۱۲ درصد افزایش یافت و موضوع اصلی یعنی تحقیق و پروهش فراموش شد.
با وجود این احکام و فرامین ممانعت کننده، ورود رنگهای ارزان اروپایی به ایران ادامه دارد و میزان آنها رو به افزایش است. با در نظر گرفتن سودی که از این تجارت به دست می آید و طولانی بودن خطوط مرزی و دور افتاده بودن آنها، این موضوع موجب شگفتی نیست. بدون شک مأموران گمرک ایران در آن أدوار به استناد این بهانه شرعی و قانونی که به هر حال این مواد وارد ایران می شود، به خود اجازه می دادند که از وظيفه یأس آور خود سود ببرند.
رنگهای آنیلینی برای قاچاق بهترین کالا به شمار می رود زیرا مقدار بسیار کمی از آن راه درازی را طی می کند، به این معنی که میزان مصرف این قبیل رنگها نسبت به وزن نخ و یا پشمی که باید رنگ شود. 0 تا ۱ در صد است و به این ترتیب ۲۰۰ پاو ند آنیلین برای رنگ کردن ۲۰000 پاوند نخ کافی است و با این مقدار نخ می توان ۲۵۰ تخته قالی ۱۲*۹ پا بافت، به شرطی که تمام نخی که به مصرف بافت این قالیها می رسد با آنیلین رنگ شده باشد. در حالی که قاعدتا در یک قالی ایرانی نباید بیش از ۱۰ درصد نخ های آن با این ماده رنگ شده باشد و بنا براین ۲۰۰ پاوند ماده رنگی برای رنگ کردن ۲۵۰۰ تخته قالی کفایت می کند! به این ترتیب تجار بازار ( که اغلب آنها یهودی هستند) می توانند رنگهای خود را به میزان کم یعنی به طور جزئی فروشی به روستاییان بفروشند و از این داد و ستد سود زیادی عایدشان شود.
مایه های اصلی که برای آن از آنیلین استفاده می شود انواع رنگ سرخ است، زیرا ماده رنگی قدیمی بعنی روناس که ایرانیان برای مایه های قرمز از آن استفاده می کردند، ماده ای گرانقیمت است که بعضی اوقات به آسانی نیز به دست نمی آید. علاوه بر این کار رنگ کردن با این ماده معمولا به رنگرزان محلی واگذار می شود و باید در ازای این کار به آنها و جهی پرداخته شود، در حالی که مرد روستایی می تواند با جوشانیدن مقدار کمی آنیلین قرمز، نخ مورد نیاز را بر روی اجاق خانه خود رنگ نماید.
از طرف دیگر، قاليبافان ایرانی برای انواع رنگ قهوه ای و زرد از مواد دیگری مانند پوست گردو ، پوست بلوط (جفت)، پوست انار، کاه، برگ مو و اسپرک به جای آنیلین استفاده می کنند، زیر اغلب این مواد را می توان بدون تحمل هیح گونه هزینه فقط در مقابل پرداخت مبلغ ناچیزی به دست آورد. بنابراین هیج انگیزه ای برای استفاده از آنیلین به جای ابن مواد وجود ندارد.

(صفحه 37)
فقدان علل منطقی در این که چرا بعضی از روستاییان به جای رنگهای بومی خود از آنیلین استفاده می کنند ممکن است شگفت آور به نظر برسد. زیرا این افراد خوب می دانند مشتریان آنها در بازار به این نوع رنگ اعتراض می کنند و آن را نامرغوب می شمرند. تنها علت استفاده از رنگهای آنیلینی ارزان بودن آن است. خوشبختانه قالیبافان برای به دست آوردن رنگ آبی نسبت به نیلی پر طاووسی وفادار مانده اند. زیرا انواع رنگهای آبی اسیدی در زمره بدترین و نامرغوبترین مواد رنگی ارزان قیمت است. چنانچه به جای نیل پر طاووسی برای انواع رنگهای آبی از آنیلین استفاده می کردند، آن هم به میزانی که اکنون به جای روناس از رنگهای قرمز جوهری استفاده می کنند، بدون شک ناقوس مرگ صنعت قالیبافی ایران به صدا در می آمد. از جنگ جهانی دوم به بعد در نواحی معدودی به استفاده از رنگهای سیاه جوهری که جزو کالای وارداتی است به جای رنگ آبی سیری که از نیل پر طاووسی به دست می آید تمایلی پیدا شده و در معدودی نواحی دیگر میزان استفاده از رنگهای آنیلینی به طور کلی افزایش یافته است. به این ترتیب مسئله جدی تر شده و امکان بررسی آن کمتر گردیده است.
یکی از علل آن را شاید بتوان ارزانی رنگهای وارداتی دانست، چه تولید پارچه و کوشش برای ایجاد کارخانه های پارچه بافی در ایران اخیر آغاز شده است و این رنگها در پارچه بافی مورد نیاز است. به صاحبان کارخانه ها اجازه داده شد که با در دست داشتن گواهینامه های خاص این رنگها را وارد کنند، ولی صدور این گواهینامه ها همان و متلاشی شدن دستگاه حفاظی همان. به این ترتیب اکنون لازم است مسئله استفاده از آنیلین در قالی از دریچه دیگری مورد توجه و ملاحظه قرار گیرد. در فصل آخر این کتاب تحت عنوان «آینده صنعت قالیبافی» درباره این مطلب بحث خواهد شد.



اطلاعات منبع:
کتاب قالی ایران
مولف: سسیل ادواردز
مترجم: مهین دخت صبا
ناشر: فرهنگسرا
چاپ دوم: 1370
صفحات نقل شده: 36 تا 37

ادامه مطلب

حرفه رنگرزی در ایران

در این مورد در کتاب «قالی ایران» و به نقل مستقیم آمده است:

(صفحه 35)
حرفه رنگرزی
استادان رنگرز ایران مورد احترام هم میهنان خود هستند، زیرا حرفه آنان حرفه ای قدیمی و قابل احترام است. علاوه بر این حرفه ای است که عموم مردم معتقدند شامل اسرار و عملیات نهانی است، و همین امر موجب می شود که استادان این فن مورد توجه و تحسین مردم عادی قرار گیرند.
ولی عقیده رایج مبنی بر این که این صنف رموز و ترکیبات نهانی در اختیار دارند که از رنگرزان نسل پیشین به آنها رسیده گرچه تصوری زیبا است، ولی جنبه افسانه ای دارد، چه فنون و ترکیبات آنان شناخته شده است. در واقع معلومات و اطلاعات دانشجویان سال دوم رشته رنگرزی در دانشگاه های مغرب زمین در این زمینه به مراتب وسیع تر و روشن تر از معلومات بسیاری از افراد صنف رنگرز است.

حرفه رنگرزی

با این همه، این مطلب که کشورهای مغرب زمین در حرفه رنگرزی روش های بسیار پیشرفته ای دارند و در این زمینه بر ایرانیان پیشی جسته اند، نباید این توهم را ایجاد کند که در صنعت قالیبافی ایران باید روشهای مغرب زمین به کار بسته شود، چه این کار بسیار رقت انگیز و اسفناک خواهد بود. نه فقط از این نظر که (به طوری که توضیح خواهم داد) رنگهای مغرب زمین برای این منظور مناسب نیست، بلکه از آن جهت که موادی که در ایران برای رنگرزی به کار می رود، توأم با مهارت ها و شگردهای قدیمی که به کار می بندند، عاملی است که از ساختمان و ترکیب کلی قالی ایران تفکیک ناپذیر است. در واقع اهمیت آن به اندازه پشم و بافت و طرح است و صرفنظر کردن از هر یک از این اجزاء اصلی توازن کلی را بر هم می زند.
متأسفانه استفاده از رنگهای متداول در مغرب زمین، دائما در ایران رو به افزایش است. بنابراین بی مناسبت نیست در این جا راجع به چگونگی این رنگها و اینکه چرا استفاده از آنها در صنعت قالیبافی ایران خطرناک بلکه مصیبت بار است شمه ای بیان شود.
مواد رنگی را که وارد کشور می شود می توان به آسانی به دو گروه که از لحاظ مرغوبیت و روش به کار بستن به کلی با یکدیگر اختلاف دارند تقسیم کرد: الف) رنگهای جوهری یا اصلی که در ایران اصطلاح تقریبا کلی (و نه کاملا علمی) ی «آنیلین» به آنها اطلاق شده و (ب) رنگهای ترکیبی که به مراتب مرغوب تر است و برای تثبیت آنها از بیکرومات پتاسيوم استفاده می کنند و اصطلاح کلی «رنگهای کرمی» بر آنها اطلاق می شوم رنگهای گروه اول ارزان و به کار بردن آن آسان می باشد ولی این رنگها فرار است. این رنگ ها که در معرض سر آفتاب جلای خود را از دست می دهند بسیار نامرغوب است، و هنگامی که با مواد قلیایی شسته شوند رنگ می بازند، اما در مقابل، رنگهای کرمی گران است و به کار بردن صحيح نه مستلزم داشتن مهارت فنی است، و چنانچه خوب به کار برده شوند بسیار ثابت خواهند بود.

اطلاعات منبع:
کتاب قالی ایران
مولف: سسیل ادواردز
مترجم: مهین دخت صبا
ناشر: فرهنگسرا
چاپ دوم: 1370
صفحه نقل شده: 35

ادامه مطلب

موادی که در قالیبافی به کار می رود

در این مورد در کتاب «قالی ایران» به نقل مستقیم آمده است:

(صفحه 29)

موادی که در قالیبافی به کار می رود
مواد اصلی و مهمی که در این حرفه به کار می رود عبارت است از ابریشم، پشم و نخ. عشایر بلوچ برای چله بعضى از

(صفحه 30)

قالیچه های خود از موی بز نیز استفاده می کنند. از پشم شتر به ندرت استفاده می شود. بعضی از مفسران چنین می پندارند که قالی های قهوه ای رنگ مخصوصی که در همدان تهیه شده از پشم شتر بافته شده است. حقیقت این است که در گذشته به ندرت از این جنس استفاده می شده است و در حال حاضر به هیچ وجه آن را به کار نمی برند. کنف که در هندوستان معمولا از آن برای پود استفاده می شود هرگز در ایران به کار نمی رود.
از سه نوع جنس مذکور اهمیت ابریشم از دو جنس دیگر کمتر است. در بافت تعدادی از قالی هایی که از زمان صفویه به دست ما رسیده از ابریشم استفاده شده است (قالی شکارگاه موزه وین که برخی آن را نفیس ترین قالی دنیا می دانند، تماما از ابریشم بافته شده است). تار بعضی از قالی های ریز بافت پشمی، متعلق به دوران شکفتگی و عظمت این حرفه، نیز از ابریشم است. علت این امر آن است که از پنبه ایران که الیاف آن کوتاه است نمی توان نخی آن قدر محکم تهیه کرد که بتوان آن را به روی دار کشید، زیرا آن قدر استقامت ندارد که وزن قالی تمام شده را تحمل کند.
ابریشم ( که در ایران تهیه و تابیده می شود)، مخصوصا در کاشان هنوز مورد استفاده است. ولی میزان قالیچه های ابریشمی کم است، چه این جنس سرد و سخت است و برای پوشانیدن کف اطاق مناسب نیست. قالیچه هایی که از ابریشم تهیه می شود فرآورده پرهزینه ای است که جنبه تجملی دارد و بیشتر برای تزیین دیوارها و گستردن روی میز و غیره مناسب است. به طور کلی قالی های ایران بیشتر از نخ و پشم تهیه می شود.
پنبه در اغلب نقاط ایران به عمل می آید. در واقع کمتر اتفاق می افتد که ایالتی پنبه کاری نداشته باشد. مراکز عمده کشت پنبه در ایران عبارتند از اصفهان، کاشان، قزوین، یزد، مشهد و کرمان. گرچه گاه گاه تخم پنبه امریکایی که الیاف بلند دارد کاشته می شود، ولی هنوز جنس پنبه ایران مرغوب نیست و الياف آن کوتاه است. این نکته به ثبوت رسیده است که پنبه (نه فقط در ایران بلکه) به طور کلی بهترین جنس برای تار و پود قالی دستباف است. مدت چندین قرن عشایر برای این منظور پشم را مورد استفاده قرار می دادند، چه فرآورده ای روستایی است و آنها خود آن را تهیه می کنند، در حالی که در مورد پنبه این نکته صدق می کند. ولی پشم برای شالده قالی پست تر از نخ است، چه قابلیت ارتجاع آن زیاد است و امکان دارد که به طور ناصاف و ناهموار چروک بر دارد و حاصل آن فرشی اسفنجی و پوک است که روی کف های چوبی می لغزد. در حالی که اگر پشت قالی از نخ بافته شود قالی محکم و استوار می شود و خوب بر کف اطاق می خوابد و به یک نسبت جمع می شود.
نخ دست ریس منحصرا برای تار و پود قالي ها و قالیچه های ارزان قیمت که اغلب در روستاها تهیه می شود به کار می رود. پود ضخیم بعضی از قالی ها و قالیچه های ریز بافت تری که در شهرها و قصبات بزرگ بافته می شود نیز از این نوع نخ است. برای این منظور نخ دست ریس از نخ ماشینی بهتر است، چون ارزان تر و بسته بندی آن نیز سهلتر است.
سابقا نخ ماشینی را از هندوستان وارد می کردند، ولی در طی بیست سال اخیر کارگاه های نخ ریسی در اصفهان و یزد و کاشان و تبریز و قزوین و مازندران تأسیس شده است، به طوری که امروز پنبه ای که در صنعت قالیبافی ایران به کار می رود در داخل کشور به عمل می آید و به وسیله کارخانه های ریسندگی داخلی به صورت نخ عرضه می شود. البته این نخ به خوبی نخی که سابقا برای قالیبافی وارد می کردند نیست، ولی روی هم رفته از لحاظ کیفیت رضایتبخش است. در حال حاضر از این صنعت حمایت و پشتیبانی زیاد می شود. از نخ ماشینی برای تار و پودهای نازک و ظریف قالی ها و قالیچه های شهری و نیمه روستایی استفاده می شود. شماره بیست بیش از سایر انواع آن مصرف دارد. تارها معمولا نه لا است، یعنی از نه رشته تشکیل شده، در حالیکه پودهای نازک دو تا سه لا است.
در این جا قصد ندارم درباره پشم و انواع آن در ایران بحث کنم. انواع پشم که در مراکز مختلف مورد استفاده قرار می گیرد در فصول ششم تا شانزدهم مورد بحث واقع خواهد شد.


اطلاعات منبع:
کتاب قالی ایران
مولف: سسیل ادواردز
مترجم: مهین دخت صبا
ناشر: فرهنگسرا
چاپ دوم: 1370
صفحات نقل شده: 29 تا 30

ادامه مطلب

علل رکود و عقب افتادگی قالی ایران

در این مورد در کتاب «هنر و صنعت قالی در ایران» به نقل مستقیم آمده است:
(صفحه 21)
علل رکود و عقب افتادگی قالی ایران
1- مواد تعاونی و روش های کار
راجع به شرایط محیط کارگران قاليبافي به اندازهای بحث و گفتگو شده است که دوباره آوردن آن مطالب در این کتاب کار بیهوده ای خواهد بود چون صنعت قالی بافی بنظر من يك صنعت دهقانی است و اگر مزد کار دريك کارخانه چیت سازی و به کارگاه قالی بافی مقایسه شود تفاوت فاحش این دو آشکار میگردد و هر قدر که کارخانجات تازه در شهرستانها و مراکز قالیبافی ایجاد شود بهمان نسبت از تعداد کارگر قالیباف کاسته خواهد گردید و این صنعت منحصر بدهقانانی خواهد بود که در هفت ماه سال تقريبا بدون کار هستند و این موضوعی نیست که تنها در ایران با آن مواجه هستیم ، حتى در انگلستان نیز صنایع دستی نساجی در بین دهقانان رواج فراوان دارد.
از شرایط کار که بگذریم محیط کار و طرز عملیات رنگرزی در کارگاه های قالیبافی با چند هزار سال پیش تفاوت چندانی نکرده است در گزارشی که آقای مهندس فریدون آقاسی از قالیبافی کرمان نوشته است آمده که در بیشتر نسخ رنگرزی از ادرار گاو بعنوان يك ماده اساسی استفاده میشود و همین موضوع در کتاب قالی ایران نیز عنوان شده است. در تاریخ رنگرزی در کتاب حاضر در شرح پاپیروس استکهلم که طريقه رنگرزی را در مصر قديم شرح میدهد . ملاحظه میگردد که در هفت هزار سال پیش در مصر نیز از ادرار
(صفحه 22)
گاو و مدفوع خود برای عمل رنگرزی استفاده میشده است.
دیده میشود که تکنیک کار هنوز در شرکت فرش که خود را از عوامل مهم بهبود فرش در ایران میداند با مصر هفتهزار سال پیش قابل مقایسه است .
نمای رنگرز خانه هائی که از خرابه های پمپی بیرون کشیده شده اند در بیشتر موارد بهتر از کارگاههای رنگرزی و قالیبافی تبریز ، اصفهان و کرمان میباشد.
درحالیکه سولفات آمونیوم بعنوان کود شیمیائی با قیمت بسیار ناچیز در اختیار زارعین قرار گرفته است استفاده از قره قروت و دوغ و ادرار گاو (گاهی بعنوان تقلب از ادرار خودشان استفاده میکنند .. از گزارش مهندس آقاسی ) واقعا تعجب آور است . علل اینکه رنگرزان قالي حتى المقدور فقط به نسخ خود اطمینان دارند آن است که هرگز کسی پیدا نشده است عملا بآنها بفهماند
که مواد تعاونی تازه کمک ارزنده ای به بهبود شرایط و کیفیت و کمیت کار آنها مینماید.
من از رنگرز کرمانی انتظار آنکه یکباره شیوه های کهن که هزاران سال پدران او در رنگرزی بکار میبرده اند پشت کنند هرگر نداشته ام . چون در کنار پایتخت در کارگاه پشم شوی شرکت فرش با و جود تذکرات فراوان اینجانب و به دیگر کسانی که از این کارگاه دیدن کرده اند هنوز پشم را باسود سوز آور شستشو میدهند. اگر توجه داشته باشیم بشم در محلول 5/2 درصد سود در حالت جوش مدت چند دقیقه کاملا حل میشود آنوقت باید بکسانی که چنین دستور العمل را صادر کرده اند. آفرین گفت .
در گزارشهای جالبی که از چندین نفر سپاهی دانش دیده ام و همچنین در بررسی هائی که شخصا در آذربایجان همدان ، کرمان ، اراك، مشهد، اصفهان بعمل آوردم چنین اشتباهاتی در بیشتر کارگاههای قالیبافی بچشم میخورد.
۲- فرشهای قدیمی قلابی و یا کهنه نما کردن فرش
در کتاب قالی ایران گفتگوی مفصلی راجع به قالیهای نفیس ایران که در
(صفحه 23)
موزه های خارج درج شده است ، با کمال تاسف بایستی این حقیقت گفته شود که تعداد قابل توجهی از این قاليها اصل نیستند بلکه با روش با «دواشور» آنها را کهنه نما کرده اند. بطور مثال از تعداد زیادی قالی که در موزه ویکتوریا آلبرت لندن نگهداری میشود پس از آنکه با روشهای علمی تند و نمونه برداری و آزمایش گردید ملاحظه شد که رنگ آنها نه تنها طبیعی نیست بلکه از رنگهای بازیک میباشد ( رنگی که بنام انیلین و يا جوهری در کتاب قالی ایران نام برده شده است ) تعداد بیشماری از این قالی ها را من در بازارهای اروپا مشاهاده کردم و پیدا شدن روشهای جدید آزمایشگاهی برای شناسائی رنگ و قدمت الياف باعث آن گردیده است که کمتر توجهی دیگر به قالیهای کهنه و قدیمی ایران شود. من از بابت این تقلبها تاسف نمیخورم چون سزای غارتگران آثار باستانی و نفیس ما بهتر از این نمیتواند باشد. اکثر قالی های نفیس را بطور قاچاق از ایران خارج کرده اند و یا از ساده لوحی و عدم توجه و پول پرستی متولیان امامزاده ها و بقاع متبرکه و یا صاحبان آنها استفاده نموده و بهای ارزان خریداری نموده اند و هم اکنون نیز تعداد زیادی کار گاه در تهران ، تبریز و سایر شهرستانهای بزرگ وجود دارد که کار آنها دواشور کردن قالی های صادراتی میباشد .
روش دواشور کردن بصورت زیر میباشد.
پشم که در مجاورت باکلر قرار گیرد قسمتی از فلسهای خود را از دست داده صاف و صیقلی میگردد . این عمل را در اصطلاح کلرینه کردن پشم مینامند و بیشتر برای ضد نمدشدن پارچه های پشمی بکار میبرند. اگر توجه داشته باشیم که علل شفافیت فرشهای قدیمی و باصطلاح پاخورده آنست که در اثر کثرت اصطكاك با عوامل خارجی الیاف پشم تیزی نوك فلسهای خود را از دست داده و صیقلی میشود حال همین عمل را چنانکه ذکر شد در مجاورت سود و پودر سفیدگری (هیپو کلریت کلسیم) انجام میدهند در بیشتر کار گاههائی که اینجانب
(صفحه 24)
دیده ام و مطالعاتی که در روی آنها انجام دادم چنین نتیجه گرفتم که آنها از هر- وسیله برای بدتر کردن جنس و رنگ پشم استفاده میکنند و این آزمایش فرضیه کهنه و قدیمی را که رنگ های طبیعی پس از گذشت سالیان دراز دارای شفافیت خاصی میگردند را باطل مینماید.
٣- تصورات غلط درباره رنگهای شیمیائی و طبیعی
یکی دیگر از علل عقب افتادگی فرش ایران در آن است به غلط عده زیادی اینطور تصور میکنند که رنگهای شیمیائی دارای ثبات خوبی در برابر نور و شستشو در روی پشم نیستند و بالعکس رنگهای طبیعی دارای ثباتی عالی و قابل شستشو میباشند در حالیکه از کلیه طبقات رنگی که تمایلشان نسبت به جذب شدن در پشم زیاد میباشد تنها رنگهای جوهری وعده کمی از رنگهای اسیدی قوی میباشند که ثباتشان در برابر نور و شستشو رضایت بخش نیست و چون اولین بار پای همین رنگها به ایران باز شد و بلافاصله در روی فرش بکار رفت حال همه همان عقیده اول را تکرار میکنند ، در حالیکه سری رنگهائی نظیر رنگهای پره متالیز و پری متالیزه رآکیو و رنگهای دندانه ای و بالاخره رنگهای میلینگ دارای شفافیت و ثبات فوق العاده در غالب زمینه ها میباشند .
طریقه بکار بردن این رنگها بسیار ساده میباشد. در مقایسه و نمونه برداری که از طرف یکی از استادان دانشگاه لیدز بنام پروفسور Ratee که بدعوت مؤسسه استاندارد ایران آمده بود در مورد رنگهای طبیعی ایران بعمل آمده است (نمونه هائی که از کارگاههای رنگرزی قالی در شهرستانهای مختلف جمع آوری شده است) نشان میدهد که رنگهای طبیعی نه تنها از نظر ثبات رنگ در برابر نور مزیتی برنگهای شیمیائی ندارند بلکه در بسیاری از موارد حداقل ثبات را در برابر نور نشان میدهند . همین آزمایشات بدفعات مکرر از طرف اینجانب و دیگران در آزمایشگاه رنگرزی دانشکده صنعتی انجام شده است و نتایج آن همیشه بصورت گفته شده در بالا بوده است . ولی بهر حال مسئله عدم ثبات عده ای از
علل رکود و عقب افتادگی قالی ایران
(که مدتها تصور می شد مربوط به قرن دوازدهم می باشد ولی پس از اینکه با روش های جدید علمی نمونه برداری و آزمایش کردید ، علوم شد که رنگ الياف آن بارنگی (جوهری) می باشد و در این اواخر بافته شده است.)

(صفحه 25)
رنگ های طبیعی در برابر نور از اهمیت بقيه آنها بهیچوجه نمیکاهد حتی در کشورهای پیشرفته ای نظیر انگلستان و آلمان در صنایع دستی نساجی از رنگهای طبیعی بعنوان ماده اولیه رنگرزی در بیشتر موارد استفاده میگردد.
ماده اولیه غالب رنگهای قالی را میتوان در گیاهان ایران پیدا نمود . در زمینه انواع زردها از برگ مو ، برگ توت ، برگ چنار ، اسپرک ، زرچوبه ، چای ، چوب زرد و گاهی زعفران و در زمینه قرمز ها از رو ناس ، بقم قرمز و نوعی گل سنگی که در کوهپایه های ایران فراوان است و همچنین شاه توت در فصل آن استفاده میشود.
در زمینه های تیره و خاکستری بیشتر گیاهان ایران نظیر گردو ، پوست انار ، بز غنج دانه های ایران، سماق که دارای مقدار فراوانی مازوج (مواد تانن دار) میباشند که همراه با زاج سياه ( سولفات آهن ) انواع رنگهای تیره و کدر تا نزديك بمشگی را بدست میدهند . تنها در زمینه آبی و رنگهای مشتق شده آن میباشد که از رنگهای طبیعی بایستی چشم پوشی کرد چون نیل طبیعی دیگر مصرف چندانی ندارد و بدست آوردن آن بمناسبت عدم ورود آن به ایران بسیار مشکل است ولی در کوهپایه های ایران مخصوصا در نواحی کردستان از گیاهی برای بوجود آوردن رنگ سبز استفاده میکردند که متأسفانه نتوانستم نمونه ای از این گیاه را تهیه کنم ولی نمونه های پشم رنگ شده را با این گیاه در چند مورد مشاهده کردم امیدوارم با همکاری سازمانهای ذینفع بتوانم جستجوی خود را در این مورد دنبال کنم.
۴- عدم استفاده از پشم مرغوب
متأسفانه از موقعی که صادرات فرش ایران بکشورهای اروپائی زیاد شد کیفیت فرش نیز با ازدیاد کمیت آن سیر نزولی پیدا کرد. استفاده از پشم نامرغوب مانند پشمهائی که برای بار دوم از صورت پارچه و نخ خارج شده و دوباره رشته شده اند يك امر ساده و پیش پا افتاده ای است.
(صفحه 26)
بعضی از فرش های صادراتی ایران را پشم های غیر مرغوب تشکیل میدهد۔ حتی در چند سال قبل عده ای از صادر کنندگان فرش طمع و جسارت را بحدی رساندند که بجای پشم طبیعی از الیاف مصنوعی سلولوزی پشم نما نظیر کوپر آمونیوم ویسکوز استفاده کردند. خوشبختانه در اثر ضربه ای که همان ابتدای کار بایشان وارد آمد از ادامه آن صرفنظر کردند . از این نوع فرش و قالیچه ها هنوز می توان کم و بیش در بازار تهران پیدا نمود. حال همین پشم را برای مرتبه چندهم دوا شور نموده و بعنوان قالی قدیمی بکشورهای دیگر صادر میکنند و مرتبا نیز شکایت میکنند که چرا فرش ترکیه و رومانی و چین کم کم جای فرش ایران را در بازار های اروپا پرمیکند . در این مورد دولت بایستی با قاطعیت تمام جلوی این سوء استفاده مشتی دلال و صادر کننده فرش را سد نمایند .
امید است که این مختصر با تمام نواقص و کم مایگی هایش بتواند راهنمای کوچکی برای رنگرزان و قالیبافان در سراسر ایران شود. مسلما اشتباهات فراوانی در این کتاب بچشم خواهد خورد و شاید انتشار آن باعث نگرانی و اعتراض عده ای از دوستان و همکاران اينجانب شود. ضمن پوزش از آنان و تشکر از کسانی که من را در انجام رساندن این هم یاری نمودند امیدوارم که بتوانم با تکمیل کتاب حاضر دین خود را به هنر و صنعت قالی در ایران ادا کرده باشم.


اطلاعات منبع:
کتاب هنر و صنعت قالی در ایران
مولف: منصور ورزی
ناشر: رز
چاپ اول: 1350
چاپ دوم: 2535
صفحات نقل شده: 21-26

ادامه مطلب

رنگرزی در قالی سیستان

در این مورد در کتاب قالی سیستان و به نقل مستقیم آمده است:

(صفحه 56)
رنگرزی

در قالی سیستان، رنگرزی سنتی از میان رفته است. در رنگرزی سنتی از جغک، گل گز، ناش (پوست انار)، برگ تاک، پوست کالک، کوکنار، زعفران، مشلگ ( میوه ی چغک)، نیل، پلمک، زمی مشکک و بالاخره رودنگ (روناس) و به عنوان دندانه از زاک ( زاج سفید) و شار (زاج سیاه، اکسید آهن) استفاده می شد. (برای شناختن این مواد رنگی به فرهنگ اصطلاحات کتاب مراجعه شود.) طرز رنگرزی کم و بیش مثل دیگر نقاط ایران بوده است، مثل شستن پشم در آب رود، جوشاندن پشم با رنگ و دندانه به میزان معین و شستن پشم پس از رنگرزی و آفتاب دادن آن.
در قدیم احتمالا از پوست گردو، زردچوبه و مواد دیگر هم استفاده می شده که اکنون فراموش شده و مواد بالا را هم پیران به سختی به یاد می آورند.
در رنگرزی نو صرفا از رنگ های شیمیایی و نیل تولید هندوستان استفاده می شود و رنگرز طبق فرمولی که یاد گرفته، و اغلب دستور کاری است که به صورت بروشور برای نماینده ی شرکت تولید کننده فرستاده شده است، عمل می کند. در حال حاضر، رنگرزی هر کیلو پشم در حدود صد تومان تمام می شود. در بین دو دوره ی قدیم و جدید، مدت زمان کوتاهی، شاید مجموعا بیست سال (با آغاز جنگ جهانی دوم) مردم خود با رنگ های شیمیایی (مثل آلیزارین) در خم ( xom) یعنی خم رنگرزی و طبق فرمولی که از فروشنده ی رنگ می گرفتند، خامه و پود را رنگ می کردند.



اطلاعات منبع:
کتاب فرش سیستان (تک مضمونی های فرش-1)
مولف: علی حصوری
ناشر: انتشارات فرهنگستان
چاپ اول 1371
صفحه نقل شده: 56

ادامه مطلب